میگه: ما بچه هارو گاه گاهی‌ ، یه هفته میفرستیم رو کشتی، تا نری رو کشتی نمیتونی قدرت آب رو حس کنی‌.

میپرسم: شنا لازم هست؟

میگه: نه، اما دانشجوی مسلمون قبلیم قبول نکرد، مثل اینکه زن مسلمون نباید یه هفته از همسرش دور باشه،

میپرسم: من با یه هفته مشکلی‌ ندارم! لازمه شنا بلد باشم؟

میگه: نه! البته اون دانشجوی مسلمونم، عرب بود. و شروع میکنه از سفر با کشتی حرف زدن.

و من تو دلم نگران غرق شدنم... چرا هیچوقت نرفتم شنا یاد بگیرم؟

جدیدا یک توانایی خاص به سایر توانایی هام اضافه شده... می‌تونم ساعتها سرمو تکون بدم و لبخند بزنم، اما بعدا میفهمم که به یه کلمه هم گوش ندادم....

نگران نباش عزیزم، با تو اینجوری نیستم، این مشکل از یه جای دیگه نشات گرفته.... شاید به خاطره اینه که بلد نیستم شنا کنم.