همیشه این موقع ها که میشه دو تا قدرت متضاد و بی نهایت قوی از دو طرف کله ی اوراکل می زنن بیرون و تموم تلاششون رو برای انواع استفاده و سوء استفاده ار اوراکل بکار می گیرند.... معمولا هم هر دو موفق و سرفراز از مهلکه بیرون میان.. این که این وسط اوراکل هم استفاده ی خودشو ببره مهمه دیگه ... نه؟

شده جریان اون گربه سیاهه که از بس شنیده بدشانسی میاره می ترسه خودشو تو آینه نگاه کنه.... یکی هم نیست بهش بگه بابا جون خوشگلی به خدا! حالا سیاهی که باشی.... این دیگه چه ربطی به شانس داره؟ اصلا مگه دیروز زن همسایه از ترس گربه زرده از رو نردبون نیافتاد پایین؟ پس اون بد شانسی میاره عزیز من.. نه تو! .. چی؟؟؟ راس می گی؟؟؟ یعنی فبل اینکه از نردبون بره بالا تو رو دیده بود؟؟؟

از وقتی تصمیم گرفتم رو سقف راه برم و نوار خالی گوش کنم ( لطفا ویرایش نشود! نوار خالی درست است... منظور سی دی خام نیست! ) حس می کنم بخار های اضافی تو مغزم کمتر شدن.... فکر کنم نوار خالی به نوعی جاذب بخار های مغزه ....