دلم یکی از اون پوسته ها می خواد

از همون پوسته های سفید و قشنگی که مامان مرغا روش میشینن تا گرم شه

همونایی که وقتی چند روز حسابی گرم شد، یه جوجه ی سفید و قشنگ از توش بیرون میاد

 

جوجه ها نمی دونن چی رو از دست می دن که اون جوری، تند تند، پوسته ی سفیدشونو میشکنن و ازش میان بیرون؟

 

دلم می خواست الان تو یکی از اون پوسته ها بودم و یه مامان مرغه روم می نشست و گرمم میکرد

خوبی مامان مرغه اینه که فقط رو پوسته ها میشینه و گرمشون می کنه... هر چند وقت یه بار هم تکونشون می ده که دو طرفشون گرم شه. کاری نداره جوجه ی سیاه از توش در میاد یا سفید

 

مامان مرغه فقط میشینه و گرم می کنه...

 

اگه الان تو یکی از اون پوسته ها بودم عمرا به این زودیا میشکستمش... حتی اگه دست و پام اونقدر بزرگ می شدن که نمی شد نفس کشید ....