It Was A Cold Cold Night

كم كم دارم مي فهمم چرا هيشكي از دخترك كبريت فروش ، كبريت نمي خريد...

loneliness.jpg

/ 4 نظر / 10 بازدید
شاتقی

تن نمی دهم/نمی خواهم/اما تمام زمين در تنم می ريزد/تمام می شوم/ و آسمان وارونه/ رويای پرواز را/ ريز/ ريز/ می کند/ هرچه از ديروز فاصله می گيرم/ ريزتر می شوم/ و می دانم روزی خواهد بود/ که آفتاب نمی ريزد / به استخوان هايم/ می دانم بدون من/ پيراهن زمين پشت و رو تر نخواهد شد/ باز هم آسمان وارونه/ از/ باران/ خواهد/ ريخت/ و پيراهنی بر بند/ تر خواهد شد

ریفلاکس

اين دفعه ی ده يا دوازدهمه که اين صفحه را باز می کنم و هيچی نميتونم بگم.تيتر همه ی معنا را با خودش داره.