می دونم.... می شناسمت... انقد خوب که وقتی خودت رو تو آينه نگاه می کنی دوست دارم آينه بشکنه ... دستامو از توش بيارم بيرون و گردنت و محکم فشار بدم... تو يه شوک می خوای... رفتی تو کما.....

چشمات بی  روحند... می فهمی؟

خودت رو زير يه عالمه کتاب و لبخند مصنوعی قايم کردی.... پرده های چشمتو هم کشيدی که هيچی نبينی....

اين بده!.... خطرناکه!.....

چت شده؟ تو که می دونی.... اون حسی که هميشه ازش می ترسيدی پيدات کرده... خيالت راحت... به اين زوديا هم ولت نمی کنه.... خيليا پشت سرش دعا خوندن.... خيليا.... حقته!

يه جوری بايد کنار بيای.... يه راه حل .... اما فرار نه.... فرار افت داره... برا من افت داره ....

داری حساب پس ميدی... داری حساب پس می دی و می فهمی... فهميدن تلخه... نه؟

يه فکری به حال چشمات بکن.... لا اقل وقتی ميای ديدن من.... جلو آينه اينجوری نيا....

چشمات خيلی بی روحند....

خيلی بی روحن....

اين بده... خطرناکه!

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
ريفلاکس

بده؟شايد.ولی نميدونم چا خطرناک؟!مثلا احساس بمب؟!

a friend

عوضش کن .... زود.... زود .... عوضش کن!

مثل آب برای شکلات

آره!بده!خطرناکه اگه چشمات بی روح باشن.اما نه برای خودت.اين طوری خودتو حفظ می کنی.

پونه

سلام دوست عزيز ميفهمم چی ميگی من سالهاست بااينه بيگانه ام