Mischief

ماهی قرمز روی خورده های شيشه بالا و پايين می افتاد

نمی دونم دنبال آب می گشت يا يه شيشه ی تيز....

/ 10 نظر / 4 بازدید
آدينه بوک

سلام. به فروشگاه اينترنتي کتاب و CD آدينه با تحويل رايگان هم سر بزنيد.

Moly

هيچ كدوم... دنبال مقدار كمي از اكس‍يژن ميگشت... ميدوني.. همون طور كه ما آدمها ظرفيت پذيرش بعضي از چيز‌ها رو ندارم... يعني بالاتر و وسيع‌تر از ابعاد وجودي ماست و وقتي به اين جور چيز‌ها برمي‌خوريم شروع به مخالفت باهاش مي‌كنيم.. ماهي كوچولو قرمز هم وقتي توي محيطي قرار مي‌گيره كه بيش از حد لزومش اكسيژن داره شروع به مخالفت مي‌كنه.. و بالا پائين مي‌پره.. البته يه فرقي بين ما آدمها و اون ماهي كوچولو قرمز وجود داره!

ارشاد

ماهی قرمز می خوام ...ولی نه کنار خورده شيشه...

a friend

مهم نسيتش..... مهم اينه که چند ثانيه بعد ميميره!

ريفلاکس

نمی‌دونم چرا mischief و مثلا suicide نه.اما به نظرم دنبال آب بوده.ماهی اگه بخواد بميره از عطش می‌ميره...

مهسا

گاهی اوقات ماهی از يه تنگ کوچيک خسته ميشه... شايد دنبال دريا بوده.... يا اقيانوس.... يا حتی يه برکه ی کوچيک هم از تنگ آب بهتره! ... فکر کنم تنها دليلی که خورده شيشه ها اونجا بودن اينه که تنگ شکسته... می دونستی ماهی قرمز ا خيلی خوش سليقن؟!

Ashkan

جمله ای کوتاه با معنای زیبا و عمیق..

yeganeh

شايد هم دنبال جايی برای فرار از دست آدم ها !

in da jail ~PsYchO

آخه بعضی اوقاتم تو آب زياد بالا پايين می پره

bacchus

بيشتر بش مياد که دنبال یه تیکه شيشه تيز می گشته!