-

خدای من ، همه را،‌ هر آن چه که دارم پیش تو گروست

لحظه ای، ثانیه ای با من باش

خدای من، از پس اشک هایم با تو حرف می زنم! اشک هایم را که دیده ای؟

خدای من!‌دمی،‌ ثانیه ای نفست را بر من بدم! گرمم کن... می دانی که تنهایم.

خدای من، نه دیگر هوای پیرامونم را دوست ندارم، قلبم را دریاب. به همه چیز شک کرده است، حتی به تو!

خدای من! می دانم! می دانم که تو هم می دانی که می دانم... می دانم که چقدر گناه کارم.

خدای من! ببخش بر من هر آن چه کرده ام

خدای من! پشتم را بگیر! نگذار کمرم خم شود... نگذار یخ ببندم!
خدای من! بغضم را در یاب

خدای من! تنهایم نگذار.

خدای من! می دانم که خود خواهم. اما می دانم که می دانی که چقدر نیازمندم!

خدای من! می دانی که می ترسم!

خدای من ، میدانم که می دانی که چقدر از تنهایی می ترسم.

خدای من، کمی، لحظه ای ، ثانیه ای از نفست بر من بدم، تنهایم نگذار، به تو محتاجم! 

/ 3 نظر / 5 بازدید
بازم من!!!

خدای من، از پس اشک هایم با تو حرف می زنم! اشک هایم را که دیده ای؟[تایید] [تعجب]می دونی!!!‌هر دفه که میام اینجا شکم بیشتر به یقین تبدیل می شه که بین نوشته های تو و حال و هوای من یه رابطه ى مرموزی وجود داره!!! یالا زود باش لو بده!‌اعتراف کن!‌بگو چه جوری به این حسای من پی می بری آخه تو؟!!!!![سوال]

یادم رفت بگم!!!!!! : اووووووووووووول [نیشخند]

مولی

انسان نمی‌افتد مگر به سمتی که به آن تکیه داده است..