هلو + يکم وانيل + يه عالمه شکر!

 

چند روز بود از لای پنجره اتاقم بوی مربای هلو ميومد تو.... هلوی شيرين پخته شده با وانيل!

فقطم وقی که می خواستم بخوابم بوش ميومد .... اما پنجره رو که باز می کردم فقط بوی سرما و يخ می زد تو اتاق... بو از لای پنجره بود... اما از بيرون نبود....

نمی دونم فرشته کوچولو ی خوشبو از دستم خسته شده يا اينکه رفته بازم مربا بپزه....

/ 4 نظر / 5 بازدید
مهسا

emmm... thank god for the little happy bit, but i didnt really get the point :D angels and peach jam n vanilla???? uh uh dont go together

مهسا

vayyyyy , linkamo gozashtyyyyyyy ... cheghadam man faalammmmmm.... merCCCCCCC

a friend

از بس که شکستم و ببستم توبه فریاد همی کند ز دستم توبه دیروز به توبه ای شکستم ساغر امروز به ساغری شکستم توبه

مثل آب برای شکلات

هر شب که می خواهم بخوابم صدای يکنواخت کوبيدن کنلگ می آيد بر زمین.بی صدا بيرون را نگاه می کنم.گوژپشتی زير پنجره ام گور می کند.چشمانم را محکم می بندم بوی فراموشی می پيچد میان سرماي اتاقم.