صبر؟ من هیچوقت صبر نداشته ام.

صبر من همیشه حوصله‌اش سر میرود و مرا تنها میگذارد.

صبر من وسط کلمات میپرد، حتی حوصله ندارد جمله‌ها تمام شوند، کلمات کلیدی را می‌گیرد و بقیه را دور می‌ریزد.

صبر من هی‌ در فر‌ را باز می‌کند، نمیگذارد کیک پف کند.

صبر من قورمه سبزی را با لوبیای یکمی نپخته می‌خورد، گشنه است خوب!

صبر من امتحان هایاش را هم کامل جواب نمیدهد. خسته میشود ، حق دارد!

صبر من زود نامید میشود.

صبر من عاشق نوروز است.

برای نوروز شدید حوصله می‌کند

مثل کودک ۶ ساله هی‌ بالا و پایین میپرد و لحظه شماری می‌کند و صبر می‌کند و صبر می‌کند. نوروز که رسید، صبر من از نو همان میشود که بود.

نوروز همگی‌ پیروز

 

پی‌‌نوشت.

بیست و هشتمین و اولین نوروز مبارک، برای شما که مبارک باشد، برای من هم مبارک میشود

/ 3 نظر / 7 بازدید
بانیو رویاهای آبی

صبر یعنی: با دقت و توجه راه برو تا چیزی یاد بگیری عجله نكن.... غفلت نكن.... بیشتر از نصف آموخته های آدم برای رسیدن به هدف تو مسیر رسیدن ه دست میاد خیلی اتفاقی و بیشتر به خاطر اسم متوجه وبلاگتون شدم. دنیایت پر از شادی و رقصت با آواز طبیعت هماهنگ

سپید

میگه که: صبر من پایان ندارد زخم بر صبرم مزن ریشه ام را من به زخم صد تبر پرورده ام

یگانه

صبر هم صبرهای اون دوره و زمونه خواهر جون